![]() |
||
![]() |
||
![]() |
آرشیو آبان 1388 مهر 1388 شهریور 1388 تیر 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 آبان 1385 مهر 1385 شهریور 1385 مرداد 1385 تیر 1385 خرداد 1385 اردیبهشت 1385 فروردین 1385 اسفند 1384 بهمن 1384 دی 1384 آذر 1384 آبان 1384 مهر 1384 شهریور 1384 مرداد 1384 تیر 1384 خرداد 1384 اردیبهشت 1384 اسفند 1383 بهمن 1383 دی 1383 |
|
|
::!راديو ترانزيستوري ::
مترسان ز آتشم... |
حرف بد
تا وقتی سرعته خطم بیشتر نشه
اینترنت خر است! اینترنت خر است! اینترنت خر است! اینترنت خر است! ... [+] نوشته شده توسط گلی در 17:8 | |
چوب جادوييه جديد
چوب جادوییم دو روزه سرما خورده ...خراب شده....طفلکی هر چی باهاش ورد میخونم که سیب زمینی هایه خونمون و تبدیل به چیپس بکنه...کار نمیکنه میخوام یه مدل جدیدش رو بخرم کسی یه فروشگاه که چوب هایه جادوییه۲۰۰۵،خوب کار کن، داشته باشه سراغ نداره؟
[+] نوشته شده توسط گلی در 13:53 | |
آگهی استخدام
٭ یک اوستا کار حرفه ای بصورت صلواتی برای درست کردن یک خونه درختیه خوکشل ، دعوت به همکاریه افتخاری میشود ٭ اوه ، میخوام رنگ خونه درختیمونو ، رنگه سرندپیتی و پلنگ صورتی کنم! خوکشل میشه ...نه ؟ وای فکر کن : یه خونه درختیه صورتی بالای یه درخت گنده کنار یه دریاچه آبهای درخشان! ( ذوق مرگ شدم )
٭ تو رو خدا یکی پیدا بشه
[+] نوشته شده توسط گلی در 14:6 | |
دست پخته زي زي گولو اسي پاسي دراكولا تا به تايي
واي جديدا دست پخته ماماني زي زي گولويي شده هر چی میخورم سیر نمیشم چرا ؟!
چی ؟ من چاقالو ام ؟!
[+] نوشته شده توسط گلی در 15:36 | |
خريد زمستاني
وقتي اومدم خونه.. مامان تا خريدا رو ديد گفت:وايييي ..چه خبره...اذوقه زمستوني جمع كردي؟
ــ : خوب تو همه فيلم و كارتونا زمستونا برف زياد مياد ... بعد قحطي ميشه...اونوقت اونا هميشه كسي رو دارن كه فكر اينجا رو كرده باشه...ولي ما كه نداريم اينجا از گرسنگي ميميريم
[+] نوشته شده توسط گلی در 14:17 | |
حرفام همه فرار كردن!
خوب ديگه وقتي ده تا موضوع يه دفعه بيان تو مغزت و تو هم بخواي يه دفعه همشون و با هم پردازش كني هنگ ميكني!...از همه بد تر اينكه بعد از ريستارت متوجه بشي توسط بعضي از اون موضوعهايه نا خوشايند هك شدي!
كاربر مورد نظر به علت هك شدن مخ.. تا اطلاع ثانوي از دسترس خارج ميباشد. [+] نوشته شده توسط گلی در 15:19 | |
کودک درون !
امروز یک کتاب روانشناسی در مورد شخصیت های درون خواندم.حالا یعنی طبق کتاب شخصیت غالبه درون من کودکه! خوب این یعنی اینکه دوست داشتنه ..گنج و خونه درختی و چیپس و لواشک و کارتون و سرسره و تاب بازی ،به اندازه ی روزنامه و سینما یک توجیح علمی دارد
٭ این کودکه خیلی شیطونه.......... نه ؟!
٭ میگم حالا شما نمی دونید درس نخوندن توجیح علمیش چیه ؟! هان؟!
٭ برای ثبت در دفتر گزارشات سفینه : بعد از تحقیقات زیاد معلوم شد علت سقوط برخورد با یک سیاره ی ناشناخته است که روی نقشه ی کهکشانی نیست !
٭ واییییی من خیلی ذوقم... من یک سیاره کشف کردمممم...مثله سارا که باغ مخفی رو کشف کرداااا
٭ اصلا اینجا هم یک باغ مخفیه خوکشل است .
[+] نوشته شده توسط گلی در 14:29 | |
قابل توجه شركت هايه مهم و پيشرو:
یک عدد اختراع کمد به شرخ زیل به مناقصه گذاشته میشود :
وقتی لباس ها رو مچاله بندازی داخلش ... بشوره... اتو بزنه... اویزون کنه جا رختی .از تمام صاحبنظران و مخترعان گرامی برای انجام مناقصه دعوت میشود .
٭ لطفا سریعه ،سریع اختراع کنید . خوب ؟! [+] نوشته شده توسط گلی در 5:22 | |
باز باران
وایییییییییی امروز اینجا بارون اومد .. منم عقش بارون... همچین ذوقیدم. بعد رفتم بارون بازی.
باز باران.. با ترانه با گهرهاي فراوان.. ميخورد بر بام خانه من به پشته شيشه تنها... ايستاده.. در گذر ها..رودها راه افتاده شاد و خرم.. يك دو سه گنچشك پر گو... باز هر دم... ميپرند اين سو وان سو ميخورد بر شيشه و در... مشت و سيلي ... اسمان امروز نيست نيلي يادم ايد روز باران.. گردش يك روز ديرين... خوب و شيرين...
٭ ما کم کم دارم از این سیاره "خوشمان می اید
[+] نوشته شده توسط گلی در 17:9 | |
بابا نوئل بده بده بداااااااااااااا
بابا نوئل بدهههههههههههههه شب سال نو برای من کادو نیورد...جورابه من طفلکی خالی موند
٭ برای ثبت در دفترگزارشات سفینه : گزارش شماره سه :مخه سفینه رو درست کردم ولی سفینه دیگه نمی پره ... اونوقت چرا ؟! تمپل شده شیکمو
[+] نوشته شده توسط گلی در 7:21 | |
این سیاره خراب است !
یهنی چی اینجا دکمه نداره چراغا رو خاموش کنیم بریم بخوابیم ؟! من خوابم میادددددددد. خب اگه نخوابم چطوری بابانوئل قایمکی بیاد کادو بیاره برای من خب !
٭ اوه پیدا کردم ... پیدا کردم.... چراغا خاموش
٭ نو ریسپانس تو پیجینگ ! ( همینو میگن اره ؟)
[+] نوشته شده توسط گلی در 2:48 | |
کریسمس !
٭ چه جالب ! شب کریسمس اینجا به دنیا اومد.. حالا شاید برای همین سقوط کردیم خب... تو راه خوردیم به سفینه ی بابا نوئل اینا... و مسلما به این خاطر نبوده که من داشتم از فضولی می مردم و هی این دکمه های سفینه رو میزدم ببینم چیکار میکنند بعد همه چی قاطی پاتی شد
٭ برای ثبت در دفتر گذارشات سفینه :گزارش شماره دو امروز سیاره ی ناشناخته مورد بازرسی قرار گرفت ،بجز تیکه پاره های مخ داغون سفینه که همه جا پخش شده اینجا خیلی قشنگ قشنگ است و کلی درخت و گل دارد اوه ، راستی یک دریاچه هم کشف کردم
٭ آخه من با مخ داغونه این سفینه چیکار کنم ... کمکککککککک !
٭ نامه به بابانوئل
لطفا برسد به دسته خوده بابانوئل سنت نیکولاس : بابانوئل خوبم سلام لطفا برای من هم کادو بخر بیار ... باشه ؟ !من اینجا تهنایی گناه دارم خب !من کادو میخوامممممم !یادتون نره هااااا.. اونوقت من شما رو بوس میکنم .مرسی ... گلی
٭ تاریخچه ی بابا نوئل دورترين سرنخ هاي اين شخصيت مجازي به راهبي مهربان و نيكوكار بنام سنت نيكولاس بازميگردد كه بنا به بعضي منابع تاريخي در سال 280 ميلادي در نواحي نزديك به تركيه كنوني متولد شد. او كه وارث ثروت قابل توجهي بود با انفاق به نيازمندان و انجام امور خيريه و عام المنفعه در طول مدت زندگي خود به هزاران نفر از مردم دردمند و فقير كمك كرد و واتيكاس به پاس اين خدمات به او لقب سنت – يا قديس- داد. روز فوت او – ششم دسامبر- از سوي مردمي كه او را مي شناختند و يا راجع به او از پدران خود شنيده بودند بزرگداشت برپا مي شد. محبوبيت اين سنت بحدي بود كه حتي در دوران رنسانس و زوال شديد قدرت كليسا هم همواره كارهاي نيك وي بزرگ شمرده مي گرديد و خصوصا مهاجران هلندي ايكه به آمريكا مي رفتند سالروز فوت وي را برپا مي داشتند. نام سانتا كلاز، از روي نام هلندي اين قديس – سنتر كلاوس- وارد زبان انگليسي گرديد و با رشد محبوبيت اين شخصيت، كم كم جايي در كريسمس براي او در نظر گرفته شد. در سال 1822 كلمنت كلارك مور، اسقف وقت، شعري براي اطفال سرود تحت عنوان "ماجراي ملاقات با سنت نيكلاس" و در آن ماجراي تخيلي پرواز سنت نيكلاس در هوا و آوردن هديه براي بچه هاي خوب و آمدنش از طريق لوله بخاري و ... را براي اولين بار به ذهن خيال پرداز كودكان معرفي كرد
[+] نوشته شده توسط گلی در 2:25 | |
گزارش شماره 1
٭ برای ثبت در دفتر گزارشات سفینه :
همه ی بدنم درد میکند. سفینه داغون است و مخش متلاشی شده است * علت سقوط متعاقبا با پیدا کردن جعبه ی سیاه اعلام میگردد.
٭ حالا شما خودت رو ناراحت نکن ! من یه خورده"مخ تعمیراتی" از خراب کردنه چند تا سفینه ی قبلی یادگرفتم...
٭ جعبه سیاه میخریمممم...
*پ ن :تمام نوشته های اینجا دیوونه شده اند و قاطی پاتی شدن
٭مخ متلاشی می کنیم ... قالبه وبلاگ داغون می کنیم مجانییی...
[+] نوشته شده توسط گلی در 1:50 | |
پوک !
همین الان با سفینه ی فضایی تو یک سیاره ی ناشناخته سقوط کردیم !
ــ الو زمین؟! ... الو زمین؟!...ما همین الان سقوط کردیم.
اه ! اینم که همش خرابه... فکر کنم نخ بی سیممون پاره شده......نه ؟ !
[+] نوشته شده توسط گلی در 1:38 | |
دکمه های سفینه!
واییییییییی ... اینجا چقده دکمه داره... یعنی ما داخله یک سفینه فضایی* هستیم.
ــ الو..... زمین ؟! ــ الو.... زمین ، من از سفیه ی فضایی صحبت می کنم. ــ ... من بلد نیستم با دکمه های اینجا کار کنم... زمین !؟... کاتالوگه استفاده از اینجا رو کجایه سفینه گذاشتین ؟! ــ من نمی خوامممممممممم.... من میخوام برگردم زمین! من زمین دوس دارم ! ... من زمین ! ــ الو.....
*وبلاگ
[+] نوشته شده توسط گلی در 1:33 | |
یوهوووووووووووووووووووووووووووووووووو!
٭ کار میکنهههه!..... هورااااااااااااااا !
٭ چیزه !؟! یعنی... سلام... خوبید ؟!
وایییی من به دنیا اومدم....خوب ادم ذوق میکنه دیگه. اقووووووووووو.
٭ حالا خداحافظ.
[+] نوشته شده توسط گلی در 1:25 | |
به دنیا اومدم !
٭ الو......!؟
٭ الو...... صدا میاد ؟ !
٭ یک ، دو ، سه....... امتحان می کنیم .٭ یک ، دو ، سه ،..... امتحان می کنیم .
٭ الو....... !؟ ٭ من گلی ام .٭ هیچ موجود زنده ای اینجا صدای منو میشنوه ؟ !
٭ الوو........؟ !٭ صدا خوبه ؟ !
[+] نوشته شده توسط گلی در 0:53 | |
|
|